كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

56

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا * اى آن گروه كه گرويده‌ايد كُتِبَ فرض كرده شد عَلَيْكُمُ الصِّيامُ بر شما روزه داشتن كَما كُتِبَ همچنان‌كه نوشته شده بود عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بر آنان كه پيش از شما بودند ، چون صوم عبادتيست شاقّه پس به جهت تانيس خاطرهاى عابدان مىگويد اين عبادت خاص بشما نيست بلكه هيچ امت از ربقه اين طاعت آزاد نبودند در امثال آمده كه البلية اذا عمت طابت و چرا روزه بر شما فرض كرديم لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ تا شايد كه شما بپرهيزيد از معاصى و متقى شويد بشروع در صوم كه شكنندهء آرزوها است در تفسير عرائس آورده كه اين نداى اصحاب قلوبست يعنى از حضرت رب الارباب خطاب مستطاب مىرسد به طالبان هلال مشاهده در اقطار سماوات غيوب و بندائى كه مفرح قلوب و مفرج كروب است مىگويد كه فرض شد بر شما اى اهل يقين امساك از جميع مكوّنات كنيد چرا كه شما در طلب مشاهده‌ايد و متوجهان اين مطلوب را صوم واجب است از مالوفات طبيعت همچنان كه نوشته شد بر انبياء و اولياء پيش از شما تا بازرستند از رجس بشريت و و اصل شدند بمقام امن و قربت و عين القضات قدس سره در تمهيدات آورده كه صوم در شريعت عبارتست از ناخوردن طعام و شراب و در حقيقت عبارت از خوردن طعام و شراب اما طعام انا ابيت عند ربى يطعمنى و شراب سقاهم ربهم شرابا طهورا و مقررست كه اين صوم جز عارفان را دست ندهد مثنوى مرد عارف چو يافت لذت قرب * نه به اكلش كشش بود نه بشرب اكل و شربش چه باشد انس به حق * دائم او در حقست مستغرق لقمه از خوان يطعمش بينى * شربت از چشمه‌سار يسقينى أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ روزه داريد روزهاى چند شمرده مراد روزهء رمضان است كه بيست و نه باشد يا سى روز و گويند اين روزها ايام‌البيضست در هر ماهى و عاشورا كه قبل از روزهء رمضان فرض بوده فَمَنْ كانَ پس هر كه باشد مِنْكُمْ از شما كه مكلفيد به روزه مَرِيضاً بيمارى كه قوت روزه ندارد يا مرضش به روزه زيادت شود أَوْ عَلى سَفَرٍ يا راكب سفرى بود كه در ان قصرى بايد كرد چون افطار كند فَعِدَّةٌ پس برو است روزه داشتن بشمار آن روزه‌ها كه افطار كرده مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ از روزهاى ديگر وَ عَلَى الَّذِينَ و بر آنان كه ايشان يُطِيقُونَهُ توانند كه روزه دارند و خواهند كه روزه ندارند فِدْيَةٌ فدا دادن است و آن طَعامُ مِسْكِينٍ خوردنى درويش هر درويشى را به ازاى هر روزى نصف صاعى از گندم بقول امام اعظم رح كه قريب به دو من باشد اين حكم در ابتداى اسلام بوده و بعد از ان منسوخ شده و گفته‌اند اينجا لا مضمرست و تقديرش لا يطيقونه يعنى كسى كه نتواند روزه داشتن چون پيران از كار افتاده فديه دهد و برين وجه حكم آيت منسوخ نباشد فَمَنْ تَطَوَّعَ پس هر كه زياده كند بر تطوع خود خَيْراً نيكوئى را و زياده از مقدار فديه دهد يا بيشتر از يك مسكين را طعام كند يا جمع كند ميان صيام و طعام فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ پس آن تطوع بهترست مر او را به سبب زيادتى اجر وَ أَنْ تَصُومُوا و آنكه روزه داريد مطيقان را مىگويد يا رخصت‌دادگان را در افطار خَيْرٌ لَكُمْ بهترست مر شما را از فديه إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد شما بدانيد فضيلت صوم را -